بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه
  ساعت  
  سخن بزرگان  
اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری (بزرگمهر)
  کلام نور  
دوست هركس عقل او ، و دشمنش جهل اوست حضرت امام رضا (ع)
  لطیفه  
یارو موبایل می خره صفرشو می بنده
  اس ام اس  
شرکت ال جی شما را به ادامه خواب دعوت می کند...!!

آگهی



تعداد بازدید این وبلاگ تا کنون : 2722
عاشقی که هیچ وقت به معشوق خود نرسید
سلام.ممنونم ازتون که به وبلاگ من سر زدید
اگر این زمینه، پس بهشت چه شکلیه !؟

You cannot take friends over to all places

I've never seen so much beauty contained in one e-mail before.  
Pass this on to friends so that they can enjoy, and maybe even smile
Cherry Blossoms Japan
شکوفه های گیلاس، ژاپن
  Tundra
 
Autumn in Germany
The beauty of Antarctica
زیبایی قطب جنوب
Saltzburg Austria - the most beautiful city we have ever seen.
سالزبورگ، اطریش - زیباترین شهری که تاکنون دیده ایم
Neuschwannstein, King Ludwig's Castle in Bavaria, Germany
نیوش وانشتاین، قصر و قلعه ی شاه لود ویگ در ایالت باواریا، کشور آلمان
Windmills of Holland
آسیابهای بادی کشور هلند
Beauty of Tibet
زیبایی منطقه خود مختار تبت در جنوب غربی چین و سرحد شمالی کشور نپال
Golden Maple Leaf
برگ طلایی رنگ درخت افرا
Edge of Glacier
کناره یخچال طبیعی
Lavender Farm and Tree
مزرعه سنبل بنفش و یک درخت
Lavender Farm
مزرعه گل سنبل
The Night Scene of Eiffel Tower
منظره برج ایفل در هنگام شب
Blue Sea
دریای آبی
Mirror Lake
دریاچه آئینه
Lavender at the Foot of the Mountain
گلزار سنبل در کوهپایه
Comet (Make a wish)
ستاره دنباله دار - یک آرزو بکنید
The Purple Romance
افسانه تخیلی عشق به رنگ ارغوانی
Breithorn Peak ( Switzerland )
قلّه برایتورن در کشور سوییس
Deep Autumn
خزان پر ژرفا
The Moon and Star on Earth
ماه و ستاره بر روی زمین


مادر

ارزشمندترین وقایع زندگی معمولا دیده نمیشوند و یا لمس نمیگردند، بلکه در دل حس میشوند. لطفا به این ماجرا که دوستم برایم روایت کرد توجه کنید.

 

اومیگفت که پس از سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد، ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد. و از بیرون رفتن با من لذت خواهدبرد.زن دیگری که همسرم از من میخواست که با او بیرون بروم مادرم بود که 19 سال پیش بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی ونامنظم به او سر بزنم.آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیر منتظره را نشانه یک خبر بد میدانست.به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.

آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند.

 

ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه میکند، به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران را میخواند. من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم.هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم که سینما را از دست دادیم.وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم.وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم.

چند روز بعد مادر م در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید.یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای 2 نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم.

در آن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم که دوستشان داریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم. هیچ چیز در زندگی مهمتر از خدا و خانواده نیست.زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.این متن را برای همه کسانی که والدینی مسن دارند بفرستید. به یک کودک، بالغ و یا هرکس با والدینی پا به سن گذاشته. امروز بهتر از دیروز و فرداست...
--


نوشته اي بسيار زيبا از دکتر علی شریعتی

 ***
*قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان
آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است؟ ” چه غفلت بزرگی که می
پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل
کرده ام .
*

*
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی
ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع
ممکن منتشر کرده و …  آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
*

*
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن
چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر
چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی
مسابقه نفس است
قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره
صفحه ، ‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان
که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .*

*
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به
ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به
صلیب جهالت کشیدیم.***


آنگاه كه خداوند با تو حرف مي زند

 

وانتي كه در عكس مشاهده مي كنين در حال طي مسير از مسير سمت راست عكس به مسير سمت چپ بوده است و دچار حادثه اي استثنايي شده.
اين خودرو با برخورد به گاردهاي كنار جاده منحرف شده و به صورت معجزه آسايی از روی گذر آب پریده و با چرخش 180 درجه متوقف شده است.
اما
نكته حيرت آور اين عكس فقط اين پرش و چرخش فوق العاده نيست.
.
..
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
..
.
آنگاه كه خداوند با تو حرف مي زند
 
 
 
 

 


تاكسي در ايران

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد

مطالب  1 تا 5 از تعداد کل 11 یافته را مشاهده میکنید!

Untitled 2
gharibane

 
 

نام حقیقی :  Hossein Ghaniloo
تاریخ تولد : 1370/09/17
موقعیت : ایران - زنجان - زنجان
جنسیت : مرد

 
ارسال پیام
آگهی



طالع بینی خانه | قوانین
  gharibane.
بازیابی کلمه عبور | عضویت